الشيخ رسول جعفريان
273
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
ابوجهل رفت و از او خواست تا حق آن مرد را بدهد . ابوجهل بىاختيار چنين كرد . « 1 » اين تمسخرها به قدرى گسترده بود كه خداوند به او فرمود : « إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ » « 2 » گفتهاند اين دربارهء اسود بن عبد يغوث بوده كه مسلمانان را مسخره مىكرد و زمانى كه آنان را مىديد ، مىگفت : پادشاهان روى زمين آمدند ! و وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مىديد مىگفت : اى محمد آيا امروز از آسمان با تو سخن گفته شده است ؟ گفته شده كه او به شكل بسيار بدى مرد . « 3 » خداوند در ادامه آيهء پيشگفته ، مستهزئان را كسانى دانست كه با خدا ، خداى ديگرى را پذيرفتهاند ، آنگاه افزود : ما مىدانيم كه آنان با آنچه مىگويند تو را دلتنگ مىكنند . « 4 » در آيات ديگرى نيز خداوند ، رسول خود را به دليل استهزاى مشركان اين چنين مورد تفقد قرار داده است : « پيامبرانى را هم كه پيش از تو بودند مسخره مىكردند » . « 5 » اين تعبير در سه مورد تكرار شد و علاوه بر آن كه در پى دادن آرامش به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود ، تهديدى براى مستهزئين به شمار مىآمد ، زيرا در ادامه آنها آمده است كه : « ولى عذابى كه مسخرهاش مىكردند بر سر مسخره كنندگان فرود آمد » . اين تمسخر با نسبت دادن عناوينى چون « كذاب » ، « ساحر » و بدتر از همه « مجنون » همراه بود . مشركان سر آن داشتند تا جديت و قدسيت را از آيات قرآنى بگيرند و رسول خدا را جن زده و فردى دروغگو معرفى كنند . قريش در برابر سؤال مسافران از چگونگى كار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را در شمار ساحران و شاعران معرفى مىكرد . « 6 » خداوند در اينجا نيز براى آرامش دادن به رسول خود ، توجه او را به آنچه دربارهء امتهاى پيشين رخ داده جلب كرد : « بدين سان ، بر آنهايى كه پيش از اين بودند ، رسولى مبعوث نشد جز آن كه گفتند : جادوگر يا ديوانهاى است . آيا بدين كار يكديگر را توصيه كرده بودند ؟ نه ، خود مردمى طاغى بودند . پس ، از آنها روى گردان شو ، كس تو را ملامت نخواهد كرد » . « 7 » و در جاى ديگر فرمود : « هرچه دربارهء تو مىگويند دربارهء پيامبران پيش از تو نيز گفتهاند » « 8 » قرآن از ديگر تمسخرهاى آنان چنين ياد مىكند : « چون تو را ديدند
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 129 - 128 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، صص 390 - 389 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، صص 205 - 204 ( 2 ) . حجر ، 95 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 132 - 131 ، و نك : صص 149 - 148 ( 4 ) . حجر ، 94 - 95 ( 5 ) . انعام ، 10 ؛ رعد ، 33 ؛ انبيا ، 41 . و نك : السيرة النبويه ، ج 1 ، صص 396 - 395 ؛ در اينجا گفته شده كه آيهء مزبورپس از استهزاى مسخره كنندگان قريش نازل شد . روش قرآن از لحاظ تاريخى ، مقايسه بين امورى است كه دربارهء انبياى سابق با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رخ داده است . ( 6 ) . اليسرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 271 - 270 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 191 ( 7 ) . الذاريات ، 55 ، 53 ( 8 ) . فصلت ، 43